Are you the publisher? Claim or contact us about this channel


Embed this content in your HTML

Search

Report adult content:

click to rate:

Account: (login)

More Channels


Channel Catalog


Channel Description:

فرهنگی، هنری ، اجتماعي

older | 1 | (Page 2)

    0 0

    ya ali.jpg


    0 0

    http://www.uploadax.com/images/38643002782070587644.jpg


    0 0

         اين روزها مثل  همه ي سالها و يك رسم چندين هزار ساله مشغول رتق و فتق امور شب عيديم ! بخصوص در اين چند سالي كه گرفتار عهد و عياليم !

         شب عيدي كه نه به اندازه ي هزار شب، كه به اندازه يك ماه از اول اسفند شروع مي شود و تا "يا مقلب و القلوب"  سال "نو"ادامه دارد ! و چه شب طول و درازي ! از شب يلدا هم بلندتر! با همه ي ذوق و شوقي كه اين روزها برايمان دارد ، با رسيدن به لحظه ي تحويل سال، حس غريبي كه بيشتر به غم نزديك است بر سر ما آوار مي شود و سالي به مرگ نزديك مي شويم و باز منتظر مي مانيم براي سالي ديگر و عيدي ديگر....والخ

        ماهها مي شود كه قلمي نزدم و خودم هم نمي دانم چرا ! و نمي دانم چه مرگم شده است! مرده شورم ببرد !! اميدوارم در سال جديد آدم سر به راهي بشوم! كار تازه اي اگر در بيايد حتما"در اين صفحه برايتان پست خواهم كرد ! تا بدانيد فقير با همه ي كاهلي ها گهگاهي مي نويسد ......

    يا علي مدد


    0 0

    علي، انت قسيم الجنه والنار - copy.jpg

    یا علی ؛ انت قسیم الجنه و النار یوم القیامه


    0 0

    دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد

    که در چمن همه گلبانگ عاشقانه ی توست

    من آن نیم که دهم نقد جان به هر شوخی

    در خزانه به مهر تو و نشانه ی توست

     

    XBsqG

     .... چشمانم می سوزد ، اما می کوشم خود را مهار کنم ! ضبط را روشن می کنم و آرام تکیه می دهم ..... صدای ملکوتی "شجریان " . صدایش انگار از دور می آید ! از خیلی دور ، از 120 سال پیش ، از 1200 سال پیش، و نمی دانم از 12000 سال پیش و بسیار دور ، چنین نزدیک.....
     

    ضبط را روشن می کنم ، چشمانم را می بندم و با او زمزمه می کنم . به تالار وحدت پرواز می کنم ، همراه با ارکستر ملی و آوای داوودی اش و از همان تالار به ملکوت پر می کشم و با او به رقص در می آیم ! عطش سیری ناپذیری دارم ....

     

    به گذشته بر می گردم ، به وجه ضد ابتذال "شجریان "به اعتصاب خواندن ، به آستانه ی انقلاب ، آن روزهای شور و شوق و حماسه ..... "شب است و چهره ی میهن سیاهه .... به ماه رمضان "ربنا افرغ علینا صبرا " ..... و سیری حماسی از سحر نوای ملکوتی "شجریان " ......

    و دلتنگ "نوا " ... ما گدایان خیل سلطانیم ..... "نوا "، "شور "، "بیات ترک "، "سه گاه "و ....

     

    چشمانم را باز می کنم ، تالار اندیشه ؛ خیس عرق شده ام ! و چقدر برایم دلنشین و تازه بود ! چرا که رنگ و بوی زندگی می داد ، با گرد و غباری بر چهره از راه رسید . چون همیشه صمیمی و گرم با آن همه خستگی .... "هابیل علی اف "دردانه ی آذربایجان و "شجریان " ... گفتم غم تو دارم و باز "مرغ سحر "و "من "و "ما "ی ، شیدای دیرین "شجریان " .....

     

    "شب ، سکوت ، کویر "مسافری دور ، زخمه بر ساز و چه دلپذیر ما را به دوستی با فرهنگ خویش فرا می خواند .... و  "قاصدک "در مغاک توقیف ! و چقدر افسوس می خورم .... "شجریان "، "مشکاتیان "، "دستان "، "بر آستان جانان "، "بیداد "، "جان عشاق "، "گنبد مینا "و .....

     

    زلزله بم ، همنوا با زخم دیدگان به جا مانده از آوار .... تالار بزرگ کشور "علیزاده "، "کلهر "،"همایون "..... و "من "در کنارش به آسمان می روم ......

    ....

    ای خدا این وصل را هجران مکن ....

    یا علی مدد

     


    0 0

    b43e_0-990.jpg 

    0 0

    از عصر همان غروب سنكسار حرف و كنايه
    ديگر دست هايم حتي از مهرباني هم كوتاه شد!
    نه از سياه مشق خبري هست
    و نه از نجوای مركب بر خاطره ي كاغذ
    و نه از زمزمه هاي شرجي و گريستن هاي بي بهانه
     
    با اين همه گمان مي كنم
    در حوالي همين پاييز نيامده
    زنده به گور بد آب و هوا ترين نواحي تنهايي ام خواهم شد ...
     
    يا علي مدد

    0 0

    k93j_بي-من-مرو.jpg

    0 0

     گاهي دلم مي خواهد بروم پشت هيچستان !پاي آن سپيدار قد برافراشته در باد ، 

    شولاي مرثيه بر سركشم و  مصيبت هايم را زار زار بگريم !....

     

    فردا ، فردا ، فردا... ! 

    چه غريبانه تو را گم كرده ام ! 

    قرارمان نبود كه مرا در برهوت تنهايي رها كني و بي قول وقرارت ، پي كوچ !

    آي مانده ساليان دور در دلم ! 

    بي تو ،كز كردم در خاطرات به جامانده ات ،كه تنها بهانه اي است براي زنده ماندن ....

     

    عمري است تو را خيال می کنم !...

    ''تو '' را

    ''ري را '' را

    ''بابونه '' را 

    ....

    يا علي مدد


    0 0

    قهر، قهر تا روز قیامت !

    و دقایقی بعد، انگار نه انگار !

    این حال و روز دوران کودکی مان بود و حالا که بزرگتر شدیم، مصیبت از آنچه فکرش را می کردیم به ما نزدیک تر بود !

    حالا بی آنکه اعلان قهری در میان باشد ، روابط از سطح سفير به سطح کاردار نزول کرد! و روزگار کج مدار بازی را آن چنان برد که استقلال ، پرسپولیس را و....

    ...... بسیاردلتنگم !

    یا علی مدد


    0 0
  • 12/15/15--21:34: .... یکم
  • فردا جان سلام

    از آخرین باری که برایت کاغذ فرستادم مدت ها می گذرد! نمی دانستم این نامه ننوشتن ها از چند سال هم عبور می کند ! و آدمی چه می داند از فردایش ؟ یادت می آید ؟ شاید قریب به ده سالی می شد که برایت عکس و خط پست می کردم و بعد نمی دانم چه شد که تنبلی آمد سراغم و دیگر برایت ننوشتم ...

    این دلتنگی و انتظار و چشم به راهی ، تا که خبر می دهد به دوست ؟

    که به قول نیما :

    تو را من چشم در راهم شباهنگام ....

    فردای عزیزم !

    نیستی که ببینی پیر شده ام و به مرگ نزدیکتر ! خط هایی نوشتم و برایت پست نکردم ! اگر حوصله ای بود بتدریج برایت خواهم فرستاد ، تا بدانی فقیر هنوز بهانه هایی برای نوشتن دارد ....!

    به همگی سلام برسان بلند بالا

    تا بعد

    یا علی مدد


    0 0
  • 12/31/15--10:53: .... دوم
  • فردا جان سلام

    می دانم فیل ات یاد هندوستان کرده است و افتاده ای به ننه من غریبم و دلتنگی و دوری و مصیبت های فراق! سراغ آن یار قدیمی را گرفتی که سالهای سال خاطرات مشترک با او داشتی و نمی دانم چه پیش افتاد که تو رفتی و او ماند و خود را انداخت در یک چهار دیواری و گریز از جماعت و گریزان از خود ! و این دومی چه غم انگیز است .....

    یادت می آید؟ می آمد و می نشست و برایمان مولانا می خواند ؟ انگار مولانا را خورده بود! حس غریبی به مولانا داشت و هوای قونیه در سرش . همه ی عمر آرزویش این بود که در آذر ماهی برود قونیه و در مراسم سماع شرکت کند و به قول خودش دلی از عزا درآورد . خوش داشت در همان حال بمیرد و همانجا دفن اش کنند، و چه آرزوی محالی !! و حالا فراق تو از پای درآوردش و شد گوشه نشنین در میخانه ی غم ! و نمی دانم تا حالا چندبار کلیدر دولت آبادی را زار زده است ؟ و یا چند بار شجریان برایش خواند :

    رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن

    ترک من خراب شبگرد مبتلا کن

    مائیم و موج سودا شب تا به روز تنها

    خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن

    مائیم و آب دیده در کنج غم خزیده

    بر آب دیده ی ما صد جای آسیا کن

    .....

    باز هم برایت خواهم نوشت

    به همگی سلام برسان بلند بالا

    تا بعد

    یا علی مدد


    0 0
  • 01/13/16--03:03: .... سوم
  • فردا جان سلام

    غربت نشین نازک نارنجی یاد تغار ننه افتاده ! کاغذت رسید !

    عتابم کردی که سفت و محکم چسبیدم به کارمندی و  بعد از این همه سال چرا رهایش نکردم بروم دنبال خل خلی هایم ؟ بنشینم در یک گوشه ای و خطی بنویسم و آوازی و یاد سالهای ماضی و بچه های انجمن و "قاسم"که دیوارش پر بود از خطهایی که می نوشتیم و چه روزگار خوشی.... بعدها هر کدام از ما به سویی رفتیم و دیگر نشد آن روزها را تکرار کنیم ! با این همه اما، این خط را برایت پست خواهم کرد تا بدانی اگر حوصله اش باشد باز هم دستی به قلم خواهم برد !

    .....

    باز هم برایت خواهم نوشت

    به همگی سلام برسان بلند بالا

    تا بعد

    یا علی مدد

    http://www.axgig.com/images/03060305765565173815.jpg

     


    0 0
  • 02/08/16--03:33: .... چهارم
  • فردا جان سلام

    دلم گرفت و زبانم بند آمد و نای حرف زدن نیست ....

    سالهای بی تو را چگونه سپری کنم ؟

    سالهایی که تو آواره ی درد و رنج خویش بودی و من آواره ی تو ....

    تو زخم خورده ی روزگار بودی و من زخم خورده ی تو ...

    حالا من مانده ام زنده به اندوه تو و خیالی خسته و زخم های ریز و درشتی که درمانش نیست ....

    و به قول دوستی :

    دلم می خواهد زندگی ام را بدهم به دست یک آدم دیگر و بگویم تو "بازی "کن تا من برگردم !

    اما هر چه می کنم "آدم اش "را پیدا نمی کنم ...

    حالا می ترسم قبل از اینکه زندگی تمام شود ، مرا تمام کند حجم سنگین نبودنت ....

    .....

    باز هم برایت خواهم نوشت

    به همگی سلام برسان بلند بالا

    تا بعد

    یا علی مدد

     


    0 0

    دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد

    که در چمن همه گلبانگ عاشقانه ی توست

    من آن نیم که دهم نقد جان به هر شوخی

    در خزانه به مهر تو و نشانه ی توست

     

    XBsqG

     .... چشمانم می سوزد ، اما می کوشم خود را مهار کنم ! ضبط را روشن می کنم و آرام تکیه می دهم ..... صدای ملکوتی "شجریان " . صدایش انگار از دور می آید ! از خیلی دور ، از 120 سال پیش ، از 1200 سال پیش، و نمی دانم از 12000 سال پیش و بسیار دور ، چنین نزدیک.....
     

    ضبط را روشن می کنم ، چشمانم را می بندم و با او زمزمه می کنم . به تالار وحدت پرواز می کنم ، همراه با ارکستر ملی و آوای داوودی اش و از همان تالار به ملکوت پر می کشم و با او به رقص در می آیم ! عطش سیری ناپذیری دارم ....

     

    به گذشته بر می گردم ، به وجه ضد ابتذال "شجریان "به اعتصاب خواندن ، به آستانه ی انقلاب ، آن روزهای شور و شوق و حماسه ..... "شب است و چهره ی میهن سیاهه .... به ماه رمضان "ربنا افرغ علینا صبرا " ..... و سیری حماسی از سحر نوای ملکوتی "شجریان " ......

    و دلتنگ "نوا " ... ما گدایان خیل سلطانیم ..... "نوا "، "شور "، "بیات ترک "، "سه گاه "و ....

     

    چشمانم را باز می کنم ، تالار اندیشه ؛ خیس عرق شده ام ! و چقدر برایم دلنشین و تازه بود ! چرا که رنگ و بوی زندگی می داد ، با گرد و غباری بر چهره از راه رسید . چون همیشه صمیمی و گرم با آن همه خستگی .... "هابیل علی اف "دردانه ی آذربایجان و "شجریان " ... گفتم غم تو دارم و باز "مرغ سحر "و "من "و "ما "ی ، شیدای دیرین "شجریان " .....

     

    "شب ، سکوت ، کویر "مسافری دور ، زخمه بر ساز و چه دلپذیر ما را به دوستی با فرهنگ خویش فرا می خواند .... و  "قاصدک "در مغاک توقیف ! و چقدر افسوس می خورم .... "شجریان "، "مشکاتیان "، "دستان "، "بر آستان جانان "، "بیداد "، "جان عشاق "، "گنبد مینا "و .....

     

    زلزله بم ، همنوا با زخم دیدگان به جا مانده از آوار .... تالار بزرگ کشور "علیزاده "، "کلهر "،"همایون "..... و "من "در کنارش به آسمان می روم ......

    ....

    ای خدا این وصل را هجران مکن ....

    یا علی مدد

     


    0 0

    b43e_0-990.jpg 

    0 0

    از عصر همان غروب سنكسار حرف و كنايه
    ديگر دست هايم حتي از مهرباني هم كوتاه شد!
    نه از سياه مشق خبري هست
    و نه از نجوای مركب بر خاطره ي كاغذ
    و نه از زمزمه هاي شرجي و گريستن هاي بي بهانه
     
    با اين همه گمان مي كنم
    در حوالي همين پاييز نيامده
    زنده به گور بد آب و هوا ترين نواحي تنهايي ام خواهم شد ...
     
    يا علي مدد

    0 0

    k93j_بي-من-مرو.jpg

    0 0

     گاهي دلم مي خواهد بروم پشت هيچستان !پاي آن سپيدار قد برافراشته در باد ، 

    شولاي مرثيه بر سركشم و  مصيبت هايم را زار زار بگريم !....

     

    فردا ، فردا ، فردا... ! 

    چه غريبانه تو را گم كرده ام ! 

    قرارمان نبود كه مرا در برهوت تنهايي رها كني و بي قول وقرارت ، پي كوچ !

    آي مانده ساليان دور در دلم ! 

    بي تو ،كز كردم در خاطرات به جامانده ات ،كه تنها بهانه اي است براي زنده ماندن ....

     

    عمري است تو را خيال می کنم !...

    ''تو '' را

    ''ري را '' را

    ''بابونه '' را 

    ....

    يا علي مدد


    0 0

    قهر، قهر تا روز قیامت !

    و دقایقی بعد، انگار نه انگار !

    این حال و روز دوران کودکی مان بود و حالا که بزرگتر شدیم، مصیبت از آنچه فکرش را می کردیم به ما نزدیک تر بود !

    حالا بی آنکه اعلان قهری در میان باشد ، روابط از سطح سفير به سطح کاردار نزول کرد! و روزگار کج مدار بازی را آن چنان برد که استقلال ، پرسپولیس را و....

    ...... بسیاردلتنگم !

    یا علی مدد


older | 1 | (Page 2)